۳ مطلب با موضوع «خودم نوشتم جون تو» ثبت شده است

کابوس نامه

خواب هایی که به مرگ ما ختم میشن یه سرى ویژگى باحال دارن!

همین که چشم هات به سبب مرگ بسته میشه یهو از خواب می پری و چشات باز میشه.درست عین پلک زدن میمونه.

و مثلا اگه دم رو توی خواب و قبل از مرگ گرفته باشی، بعد مرگ و توى بیداری با بازدم شروع میکنی و بالعکس.

و خب این ویژگى کابوس هاست. خواب های لذت بخش با بستن چشامون تموم نمیشن. یهو وسط ماجرا همه چی تعطیل میشه و تازه تو هم بعدش هیچ میلی به باز کردن چشات ندارى!

  • تایلر داردن
  • چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶

میای باهم گفتگوی تمدن ها بکنیم؟

گفتگو میتونه به حکم چسب زخم برای زخمای حاصل از جنگ باشه! چه جنگ های نظامی و چه جنگ های لفظی و چه جنگ های روحی.

گفتگو بر سر کدورت های گذشته خیانت به مذهب، به حال، به افراد حال یا به هرچیز دیگه ای نیست!

با تبادل، حتی جسم های گره گوری هم به درخشش می رسن... 

همیشه دلخوشی بوده. با خالی شدن مخمون از مزخرفات، نوبت به فکر کردن به دلخوشی ها هم میرسه.

حالا ما اینا رو میگیم، میاید میگید :"زخم های ما خیلی خفنه! با چسب زخم خوب نمیشه."

منم میگم:"خوب بدون چسب زخم هم خوب نمیشه!"

میشه؟

  • تایلر داردن
  • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶

آموزش سرک کشیدن مدرن به زندگی ملت!

عاشق اینایی ام که با هزاران دلیل پزشکی و روان پزشکی و اخلاقی میان سراغت که قانعت کنن روزه نگیری... انگار نهی از منکر باعث میشه که برن به بهشت خدا ناباوران!=))

 

پ.ن: این میشه پست اول بلاگ! اینطوری هرکی بیاد و بخواد محتوای بلاگ رو بشناسه، فک میکنه من از اون آدمای مذهبی خیلی خفن هستم و برای اینکه شدیداً میل داره زیر یکی از پستام کامنتای روشن فکری و انتقادی بذاره و گند بزنه به اندیشه هام، پا میشه میره همه ی پست ها رو میخونه! 

درسته که به هدفش نمیرسه اما دست خالی نمی ره و عقاید یک دَل-سایکو-قَک، ناخواسته می شن زگیل زندگیش...

 

حالا بعداً بیشتر حرف میزنیم! ولی الان its time to run! 

 


دریافت

 

بعداً نوشت: کاش چند تا سوتی هکسره ای هم داشت این پست، هکسره هم به شدت ادیبان رو تحریک میکنه...

و بله! بسیار بسیار معتاد به علامت تعجب هستم!

  • تایلر داردن
  • دوشنبه ۸ خرداد ۹۶
ببین عزیزم، شمایی که راجع به تمامی مسائل سیاسی، اجتماعی،نظامی!،علمی،فرهنگی،ورزشی و خاک بر سری نظرات شر و ور پست می کنی تو بلاگت.شما قدرت تفکر رو از من گرفتی! دیگه راجع به هرچی بخوام نظر بدم، میام اول نظر تو رو میبینم و بعد موضع مقابل تو می گیرم... یه حقیقت تلخ:
دختران سرزمین من با خوندن پستات نمیگن که واو عجب آدم چند بعدی و خفنیه! پاشم برم باهاش روابط اجتماعی برقرار کنم.
هر کلمه ت رو که میخونم، فریادت رو حس می کنم که همزمان باهاش، قطرات تف از دهنت به بیرون می پاشه و اوه! سبزی خوردی؟ لای دندون نیشت گیر کرده... داشتم می گفتم. خلاصه که همراه کلماتت نفرت و همراه با قطراتت(قطرات تف رو عرض می کنم) ویروس به من منتقل می کنی. و الان متوجه شدم که سبزی های خیلی بی کلاسی میخوری! ملت الان زدن تو کار بروکلی و ازینجور خارجی بازیا بعد تو جعفری میزنی؟

***
به نظرت توی این بلاگ فقط مزخرف نوشته شده؟ میخوای با یه کامنت طولانی بهم بفهمونی که کلماتم از دم حالت رو بد می کنن؟ وا بده رفیق...شرمنده ولی عمرت خیلی کوتاست.من اونقد ارزش ندارم که بخاطرم ثانیه هاتو هدر بدی...
***
میای یه ذره بمیریم؟
پیوندا